خانه > خاطره > آخر دنیا
آخر دنیا

آخر دنیا

توضیحات

توضیحات

  • متن اولیه یادداشت‌هایی است که در طول سفر در تلفنم یادداشت کردم تا بعد به متن خاطره تبدیل شود. امّا چون فاصله زمانی زیادشد بسیاری جزئیات را فراموش کرده‌ام. سعی خواهم کرد تکمیلش کنم.
  • به کربلا که رسیدیم حتی نوشتن چند کلمه هم به نظر وقت تلف کردن می‌اومد. از اونجا به بد یادداشتی هم وجو نداره.
  • سعی می‌کنم متن اولیه رو به نحوی از مطالب تکمیلی جدا نگه دارم.

روز اول

۰۱ ورود

شنیده بودم عرب‌ها کلا خشونتشون زیاده، آب و هواشونم خشنه. به محض اینکه از سالن ایران خارج شدیم و رسما وارد خاک عراق شدیم، باد شدیدی به استقبال ما اومد. واقعا نمیدونم الان اونور مرزم همینطوره یا نه ولی ما به محض ورود به عراق با این باد مواجه شدیم. … الان توی یه اتوبوس خوشگل توی یه جاده داغون در حال حرکت از مرز به سمت کوت (۷۵ کیلومتر) هستیم قراره اونجا نماز ظهر بخونیم و ناهار بخوریم؛ یه سرباز عراقی همراه ماست. … «دما ۳۱درجه، رطوبت ۱۰درصد» ـ اینو بالاسر راننده نوشته. … شدت باد چنان غباری ایجاد کرده که منظره‌ای برای دیدن در فاصله بیش از چند ده متر باقی نمونده؛ اما خانه های کاهگلی یا قدیمی، نخل و زیتون چیزای قابل نقله. کولر اتوبوس هم بالاخره خنک شد ولی فقط برای چند دقیقه! … بیشتر خونه ها سه چیز مشترک روی سقفشون دارن: منبع آب، دیش ماهواره و یه جور پرچم. … بعدش یه برهوت با خاکی سفید؛ برهوت نه از بی آبی، هرجا چاله ای باشه توش آب جمع شده. احتمالا سفیدی از نمک باشه.

۰۲ کوت

خوب بالاخره به یه آبادی رسیدیم. سرویس بهداشتی روباز! خوب اینم یه جورشه.
بعد از کوت جاده ای به سمت بغداد می رفت و یه سه راهی به سمت نجف، هر چند ده متری یک موکب یا حسینه یا محل استراحت و نماز با سرویس بهداشتی ـ مرافق لالنساء و لالرجال؛ بعضهم آبادتر از بعض. موکب باید چیزی باشه تو مایه های ایستگاه صلواتی باشه یا یه جور حسینیه؛ کلا موکب به دسته و هیأت هم میگن. … مضیف های لرجال و لنساء را هم به لیست اضافه کنید وچند قطعه زمین کشاورزی.
این چندده کیلومتر جاده یکدونه تابلوی خطر یا راهنمایی غیر از اونایی که طرف شهرهارو نشون میدن نداشت. (غیر از بغداد و چندتا دونه در نجف کلا تابلویی وجود نداره!)
بعد افتادیم توی یه بزرگراه نصفه نیمه با اسفالتی انصافا خوب و فقط همین، نه خطی، روی اسفالت نه تابلویی و نه گاردریلی، فقط هر چند کیلومتر یک ایست بازرسی.

۰۳ نجف

ورود به نجف همراه با پارازیت مامور عذاب سازمان حج بعدشم دعوای باربرها با هم و پرت و پلا شدن ساکهای ما؛ چیزی نبود که توقع داشتم. یه هتل کوچیک ولی تمیز و البته کمی تاخیر به خاطر جا موندن بسته پاسپورت ها تو ماشین.
اینجا شهر پدر است: آدم، ابراهیم و علی. شهر آرامش.

روز دوم

۰۱ نجف

صبح نماز در حرم خواندیم
کمی خوابیدیم
نماز ظهر حرم
دنبال خشکشویی گشتیم
بعد از ناهار دیر اول مزار کمیل بعد مسجد سهله
برای خرید سوغاتی از با تجربه ها پرسیدم گفتن یه آقایی به نام ؟ ایرانی هست پشت تل زینبیه اگه بعد نماز به موقع بهش برسیم تربتم گیرمون میاد
موقع خروج عروسک خریدیم برای رضوانه

روز سوم

۰۱ نجف

نماز صبح حرم
بعد از صبحانه حرکت به سمت مسجد کوفه
اول مزار میثم تمار را زیارت کردیم
اولین چیزی که بر مزار میثم به ذهنم رسید این بود که عزت به تمامی آن خداست و هرکه را که بخواهد عزیز میکند. حالا یه پشه یا کمتر از پشه مثل اون ملعون بخواد مثلا این عزیزو ذلیل کنه! فکرش خنده داره. به حب علی آدم عزیز، به بغض علی ملعون و ذلیل؛ سر در بقعه‌ی عزّت نوشته: «علیٌ حُبهُ جُنَّه قَسیمُ النَّار و الجَّنه»
مسجد کوفه عجیب جاییه؛ اما هرچی فکر کردم خاطره خوشی از تاریخ اسلام یادم نیومد.
محل پذیرش توبه ‌پدربزرگ به نام ضبح عظیم، محل ساخته شدن کشتی نوح، گذرگاه ابراهیم، ایستگاه معراج نبی، محراب فوز علی …
اعمال مسجد کوفه خیلی با حاله؛ از آدم تا خاتم، اونجا مقامی و سلامی … تا نفس داشته باشی اعمال داره!
مزار عزیز دیگری هم اینجاست، مسلم ابن عقیل. و مختار سقفی مودب گوشه بقعه.
نماز ظهر و عصر را کامل خواندیم. جاهایی در عالم هست که خانه ماست. این مسجد و مسجدی دیگر …
بعد از ظهر زیارتی دیگر

روز 4

۰۱ ترک نجف

نماز صبح و وداعی با حرم علی ’ع‘
صبحانه متحرک تو اتوبوس
از روی فرات هم رد شدیم
هوا پر غبار، جاده شلوغ، سلطه‌ها هم غوز بالا غوز
ابراهیم پسر مالک اشتر یک ساعت مانده به سامرا

۰۲ سامرا

خدا لعنت کند تفرقه افکنان را
شکر خدا گنبد تعمیر شده ولی هنوز تزئینات ندارد
الان سامرا شده سامرای زمان عسکریین: تدابیر شدید امنیتی، دیوارهای بلند بتنی . . .
پشت بقعه طرف مقابل قبله طرح توسعه در جریان است و از سرداب محل شروع غیبت صغرا هم را داده اند به زیرزمینی بزرگ که جزئی از طرح توسعه است
هنوز ضریح آماده نشده

۰۳ شاهزاده سید محمد

برادر امام عسکری

۰۴ بغداد

اوایل شب رسیدیم به یک ترافیک مثل جاده خاوران خودمان شب شنبه ها!
غبار و آلودگی هوا هم که اینجا عادیه!
لابد نزدیک بغدادیم!
هتل بیت الملک

روز 5

۰۱ بغداد

۰۲ کاظمین

میگن امام رضا غریبه
اینجا آدم می فهمه اصلا غربت یعنی چی
یادم نره: امام وقتی از غربت و مظلومیت خارج میشه که مطاع باشه . . .

۰۳ اولاد مسلم

و باز هم: ان العزۀ لله جمیعا یعز من یشاء و یذل من یشاء

۰۴ کربلا «آخر دنیا»

انتشار توسط 8 تم